السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
630
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
خود مشاهده نمودند ، به ميان قوم خويش و اهل آبادى خويش برگشتند و آنچه را كه از جمجمه شنيده بودند بازگو نمودند . و اين جريان در ميان آنان موجب اختلاف گرديد ، و هر گروهى در بارهء امير مؤمنان ( ع ) يك نوع اظهار عقيده نمودند . عدّهاى در بارهء وى به آنچه كه مسيحيان در بارهء حضرت عيسى مىگفتند ، معتقد گرديدند و مانند عقيدهء عبد الله بن سبأ و پيروانش را پذيرفتند . ياران امير مؤمنان ، در اين باره به آن حضرت عرضه داشتند : اگر اين مردم را با اين اختلاف و انحراف عقيده آزاد بگذارى ، ساير مردم نيز به كفر و بىدينى مىگرايند . وقتى امير مؤمنان اين گفتار را از يارانش شنيد ، فرمود : به عقيدهء شما با اين مردم چگونه رفتار كنم ؟ عرضه داشتند صلاح در اين است همانطور كه عبد الله بن سبأ و پيروانش را سوزانيدى ، اى افراد را نيز با آتش بسوزان . آن گاه امير مؤمنان آنان را احضار نمود و از آنان سؤال كرد كه انگيزهء اين عقيدههاى باطل شما چه بوده است ؟ گفتند ما گفتگوى آن جمجمهء پوسيده را با تو شنيديم ، و چون يك چنين امر غير عادى به جز خدا بر كسى امكان ندارد ، لذا در بارهء تو چنين معتقد شديم . امير مؤمنان ( ع ) فرمود : از اين عقيدههاى باطل ، برگرديد و به سوى خدا توبه كنيد . گفتند : ما از عقايد خود برنخواهيم گشت تو نيز در بارهء ما آنچه مىخواهى انجام ده ، على ( ع ) كه از توبهء آنها نااميد گرديد دستور داد آتشى آماده كردند و همهء آنان را سوزانيد . سپس دستور داد استخوانهاى سوختهشان را بكوبند و به باد بدهند . و ذرّات استخوانهاىشان در فضا پراكنده گرديد . سه روز پس از اجراى اين جريان ، مردم ساباط به حضور آن حضرت آمدند و عرضه داشتند : يا امير المؤمنين ! درياب دين محمّد را ، زيرا كسانى كه تو آنان را سوزانده بودى ، اينك با بدن سالمتر از اوّل به خانهها خود برگشتهاند ! امام ( ع ) فرمود : آرى من اين افراد را سوزاندم و از بين بردم ، ولى خداوند آنها را زنده نمود . اين جا بود كه مردم ساباط با حيرت و تعجّب به آبادى خود برگشتند . و بنا به نقل ديگر ، امير مؤمنان آنها را نسوزانيد ، ولى عدّهاى از آنها فرار نموده و در